محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5263
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« فرو نمىماند . « هدف وى رضاى خداست « و به هنگام رضايت و خشم « جز به حق توجه ندارد . « نكو كارى تو چندانست « كه باران و دريا با آن « برابرى نمىكند . » گويد : از آن پيش كه فضل سوى خراسان روان شود مروان بن ابى حفصه در اردوگاه شعرى بر او خواند بدين مضمون : ( 258 « مگر ندانى كه بخشش « از روزگار آدم سرازير شد « تا در كف فضل جاى گرفت . « وقتى آسمان ابو العباس گشوده شود « چه فراوان باران بر تو مىريزد ! « وقتى مادرى از گرسنگى طفل خويش « نگران باشد « او را به نام فضل خواند « و طفل او مصون ماند . « اسلام به تو زنده ماند « كه مايهء قوت آنى . « تو از آن قومى كه « خردسالشان كهنسال باشد . » محمد بن عباس گويد : فضل بن يحيى بگفت : تا يكصد هزار درم به دو دادند و او را